چيد آذين

چيد آذين

دفاع شخصي بانوان

در هر موقعيت خطرناكي اولين واكنشي كه به طور غريزي به ذهن خيلي از دختران و زنان مي رسد اين است كه فرار كنند و از خطر دور شوند اما وقتي مجبور به رويارويي شويد بايد بدانيد چطور از خود دفاع كنيد. به گزارش نشريه اينترنتي نوجوان ها به نقل از پايگاه اينترنتي WSJ، تيم لاركين در كتابي با عنوان "راهنماي كليدفاع شخصي زنان" به آموزش فنوندفاع شخصي پرداخته است كه مي تواند در شرايط خطرناك به زنان كمك كند. تيم لاركين در اين ويدئو سه حركت ساده ولي بسيار موثر كه مي تواند به زنان كمك كند را آموزش مي دهد. اميدواريم هرگز مجبور به استفاده از اين فنون نشويد. توجه داشته باشيد كه هرگز اين فنون را در منزل و روي دوستان و بستگان خود آزمايش نكنيد. تمرين اين فنون بايد زير نظر مربي و در باشگاه ورزشي انجام شود.

دفاع شخصي براي بانوان

حركت اول

با ساعد خود، محكم به گلوي فرد مهاجم ضربه وارد كنيد. براي اين كار از وزن و نيروي بدن خود نيز استفاده كنيد و فرد مهاجم را به عقب پرتاب كنيد.

حركت دوم

وقتي ضربه اول را وارد كرديد مهاجم در وضعيتي قرار مي گيرد كه منطقه شكم آن به راحتي و بدون دفاع در دسترس شما قرار گرفته است. حالا وقت اين است كه با آرنج به شكم وي ضربه بزنيد. براي وارد كردن اين ضربه نيز از وزن بدن خود استفاده كنيد.

حركت سوم

پس از اين كه حركت دوم را وارد كرديد فرد مهاجم در وضعيتي قرار مي گيرد كه پاهاي وي باز است و الان وقت اين است كه با ساق پا به بين پاهاي وي ضربه زنيد. بلافاصله پس از اين ضربه همچنين مي توانيد يك ضربه ديگر با زانو به شكم مهاجم وارد كنيد. پس از وارد كردن اين فنون به اندازه كافي زمان خواهد داشت تا از محل خطر فرار كنيد. اين فنون در ويدئوي زير به صورت مرحله به مرحله آموزش داده شده است.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ | ۰۹:۵۸:۰۲ | چيد آذين
،

گل با كاغذ كشي

اكثر ما به كارهاي هنري و ساخت كاردستي علاقه زيادي داريم،مخصوصا اگر در انتها به يك كار زيبا برسيم. در اينجا ميخواهيم ساخت گل رز با كاغذ كشي را آموزش بدهيم. اين گل كاغذي يك كاردستي زيبا براي هديه به دوستان و خانواده است. اميدواريم از ساخت اين گل با كاغذ كشي لذت ببريد.

وسايل لازم

كاغذ كشي
چسب گرم
توپ فوم يا اسفنجي

شيوه ساخت

در ابتدا ي كاردستي اگر كاغذ كشي به صورت يك دست و صفحه اي است؛ براي سهولت در كار بهتر است آن را به نوارهايي به پهناي 6 سانتي متر برش بزنيد. سپس ابتداي نوار را روي هم يك پيچ ايجاد كنيد و آن را بين انگشت شصت و سبابه به شكل لوله اي به هم پيچيده درآوريد. بعد، ادامه نوار كاغذ كشي را مجددا يك پيچ بيندازيد و دور اين لوله بپيچيد. مقداري چسب لاي هر رديف بزنيد تا كار محكم تر شود.

گل با كاغذ كشي

توجه داشته باشيد؛ هر دفعه كه يك پيچ روي كاغذ كشي مي زنيد، يك گلبرگ اين رز زيبا را تشكيل داده ايد. بزرگي گل بستگي به سليقه شما دارد. هر چه تعداد پيچش هاي نوار كاغذ كشي بيشتر باشد گل به همين ترتيب بزرگتر خواهد شد. انتهاي طول كاغذ كشي را با چسب گرم به هم متصل كنيد.

گل رز.سايت نوجوان ها (1)

در اثر پيچش نوار كاغذ كشي پايه اي براي گل كاغذي به وجود خواهد آمد. براي زيبا تر شدن كار در انتها پايه را رو به پشت گل خم كنيد و آن را با چسب گرم به پشت گل متصل كنيد.

گل رز.سايت نوجوان ها (2)


تمامي گل ها را مي توانيد با چسب حرارتي يا سنجاق هايي كه انتهاي آن ها يك مرواريد دارد؛ روي يك گوي كائوچويي يا اسفنجي نصب كنيد. يا مي توانيد رز ها را به يك حلقه فومي متصل و به در اتاقتان آويزان كنيد. هر نوع تزيين ديگر كه مايل بوديد را مي توانيد با اين گل رز زيبا انجام دهيد و لذت ببريد.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ | ۰۹:۵۶:۲۸ | چيد آذين
،

خمير مجسمه سازي

مواد لازم

نشاسته ذرت 1 پيمانه

گليسيرين 1/5 قاشق غذا خوري

چسب چوب، يك پيمانه

آبليمو، يك قاشق غذاخوري

وازلين بچه ( تيوپي)

طرز تهيه خمير

Dough Sculpture (2)

Dough Sculpture

بهتر است نشاسته را با آسياي برقي خوب پودر كنيد و سپس آن را بوسيله الك ريز چندين بار به خوبي الك كنيد تا ذرات درشت آن جدا شود. از چسب چوب هايي استفاده كنيد كه بعد از خشك شدن بي رنگ باشند. نشاسته و چسب چوب و گليسيرين و آب ليمو را در ظرف مناسب به خوبي با هم مخلوط كنيد تا خميري صاف و يك دست بدست آيد. براي آسان شدن كار مي توانيد از ظرف هاي پلاستيكي استفاده كنيد .
پس از آن ته يك ظرف لعابي يا تفلون را با كمي وازلين چرب كنيد و مواد را درون ظرف بريزيد.
ظرف را بر روي شعله كاملا ملايم قرار داده و به آرامي حرارت دهيد و مرتب با قاشق هم بزنيد تا خمير ته نگيرد. بايد كاملا با حوصله و دقت رفتار كنيد تا خمير لطيفي به دست آيد. حتي در برخي موارد اگر به روش (بن ماري ) يا حرارت غير مستقيم يعني ظرف را روي بخار آب جوش ورز دهيد خمير به اصطلاح مغز بخته تر خواهد شد و لطافت خمير نيز بيشتر مي شود .
وقتي خمير خوب حرارت ديد و از ته ظرف جدا شد ، دستانتان را با وازلين كمي چرب كنيد و خمير را با دقت و حوصله ورز دهيد تا مواد كاملا يكدست شود . مراقب پوستتان باشيد تا دچار سوختگي و آسيب هاي جدي نشود .
پس از آن كمي صبر كنيد تا خمير خنك شود و آن را در پارچه اي تميز بگذاريد و اجازه دهيد تا كاملا خنك شود .

پس از آن مي توانيد براي اين كه سطح رويي خمير مجسمه سازي خشك نشود آن را در كيسه نايلوني نگهداري كنيد. اگر نايلون را در جعبه اي قرار دهيد براي مدت طولاني تري مي توانيد خمير را در يخچال نگهداري كنيد.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ | ۰۹:۵۵:۰۰ | چيد آذين
،

پادشاهان قاجار

قاجاريان

 

 

سلسله پادشاهان قاجار شامل 6 پادشاه ميشود كه با آقا محمد خان شروع مي شود و با احمد شاه پايان مي يابد.

آقا محمد خان قاجار متولد: ۱۱۲۱خورشيدي وفات: ۲۸خرداد ۱۱۷۶خورشيدي محل دفن: نجف اشرف وقايع مهم: *برانداختن سلسله زنديه *كشتن لطفعلي خان زند * تاسيس سلسله قاجاريه *انتقال پايتخت از شيراز به تهران *حمله روسيه به ايران

000224

فتح علي شاه قاجار تولد: ۱۵شهريور ۱۱۵۱خورشيدي وفات: ۱آبان ۱۲۱۳خورشيدي محل دفن: شهر قم وقايع مهم: *ادامه جنگ هاي روسيه با ايران *انعقاد عهد نامه هاي گلستان و تر كمان چاي بين ايران و روسيه و جدا شدن بخش هايي از ايران *واگذاري كنترل خليج فارس به انگليسي ها *انعقاد قرارداد ارزنه الروم بين ايران و عثماني
Nasr_al_Din_Shah_Qajar

 

ناصرالدين شاه قاجار تولد: ۲۵تير ۱۲۱۰خورشيدي وفات: ۱۲ارديبهشت ۱۲۷۵خورشيدي محل دفن: حرم حضرت عبدالعظيم شهر ري وقايع مهم: *انتصاب ميرزا تقي خان اميركبير به صدارت و اصلاحات او *اعدام سيد علي محمد باب و سركوب شورش بابيان *كشته شدن اميركبير با توطئه خارجيان و به دست عوامل داخلي آن ها *فتح هرات و واگذاري مجدد آن با فشار انگليسي ها *سفر به فرنگستان *اعطاي امتياز تنباكو و قيام مردم و لغو اين امتياز *ترور شاه در آستانه شروع پنجاه و يكمين سال سلطنت به دست ميرزا رضاي كرماني

 

qajar-Muzaffar Shah

ادامهـ مطلبـ
| ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ | ۰۹:۵۳:۱۱ | چيد آذين
،

هجري به ميلادي

هجري به ميلادي

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۸:۵۲:۱۹ | چيد آذين
،

تبديل شمسي به قمري

تبديل شمسي به قمري

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۸:۵۰:۱۳ | چيد آذين
،

قايقي خواهم ساخت

قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از اين خاك غريب... آري...قايقي ميسازم...چوب و لوازمش را هم دارم...فكر رفتن توي سر دارم. مي خواهم از اينجا بروم. براي هميشه. اصراري ندارم كه كمكم كني يا همراهم باشي. برو...تنهايم بگذار... مي خواهم تنها باشم. تنهاي تنها. مثل اينكه تنهايي بهتر از جفت بودن است...زين پس ميخواهم با خلوت خودم جفت شوم. ميخواهم به جاي تو خدايم نازم را بكشد. قايقم را كه ساختم، توي آب نمي اندازم! آتشش ميزنم تا با دودش خدا را متوجه خودم كنم. سپس سوار قايقم ميشوم، تا هيزمي شوم براي سرخ تر شدن شعله هايش...تا شعله هاي آتش به روحم بال پرواز بدهد.بال پرواز به سمت هرچه بي نهايت است. ميدانم، پيش خدا هم كه بروم، جز آتش نصيبم نميشود.اما هر چه باشد از اين كره ي خاكي كدر بهتر است.هر چه باشد آنجا در آتش خودت ميسوزي و ميسازي و ميريزي وكسي كاري به كارت ندارد،نمي گويند چرا زبانه هاي آتش تو رنگ عجيبي دارد.آنجا هيچكس با من كاري ندارد.من هم اينجا كاري ندارم.ميخواهم بروم.جايي كه تهي ست از هر چه آدم... خدايا دستم را بگير و مرا ببر پيش خودت! آثار"زمين هم عاشق شده!" زمين را نگاه كن...جامه ي نارنجي به تن كرده...قلبش مثل آهن گداخته سرخ شده!چهره در هم كشيده...اگر كمي ناملايم با او سخن بگويي،رنجيده خاطر ميشود و شروع ميكند به اشك ريختن و فرياد زدن... عاشق است ديگر...هر كس عاشق شود روزگارش همين است.تا دهان باز ميكني تا كلامي با او سخن بگويي برافروخته ميشود و مي غرد! عاشق شدن خودمان را به ياد داري؟!تو آرام و قرار نداشتي...هميشه ابروهايت بهم گره خورده بود و چشمانت نيمه باز بود وقتي كه رنجور ميشدي!چشمان من هم كه هميشه ي خدا تر بود!تا ناراحت ميشدم صدايم مي لرزيد و اشكهايم جاري ميشد.تو اشكهايم را پاك ميكردي و ميگفتي از چشمانت مرواريد مي بارد و مانند صياد كار كشته اي با حوصله اشكهايم را صيد ميكردي و به قول خودت گنجينه اي مي ساختي از مرواريد هاي احساس يك عاشق! من و تو توي اين جاده ي باريك و طولاني،روزگار گذرانده ايم!عاشقي كرده ايم!پا روي قلب چروكيده و زخم خورده ي برگها گذاشته و دردهايشان را شنيده ايم!يادش بخير وقتي پاييز فرش سرخ و دست بافش را روي زمين پهن كرده بود من و تو ساعتها توي اين جاده ي باريك زير باران،بدون چتر قدم زده ايم و خيس شده ايم...نگاه كن...زمين هم عاشق شده...درست مثل ما!!! 

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۷:۰۵:۵۵ | چيد آذين
،

حمام شيخ بهايي

حمام شيخ بهايي با راز عجيب خود، گرم شدن به وسيله يك شمع نشان دهنده نبوغ ايراني و هنرمندي آن در طراحي، معماري و ساخت بنا ست كه مدت ها ذهن جهانيان را به خود مشغول كرده بود.
شيخ بهايي از بزرگترين دانشمندان عصر صفوي در دوره شاه عباس است. او در فلسفه، منطق، نجوم و رياضيات تبحر و صاحب نظر و انديشه بود.
علاوه بر معماري حمام، ساخت ساعت آفتابي در حرم مطهر امام رضا (ع)، معماري مسجد امام اصفهان، مهندسي حصار نجف و... كه زاييده ذهن خلاق و نبوغ ذاتي او بود براي ما به يادگار مانده است.
اين حمام در شعاع 100 متري گنبد نظام الملك در جنوب مسجد عقيق اصفهان قرار دارد. از نظر معماري متعلق به دوره صفويه است و شرايط معماري آن دوره را رعايت كرده است.
در نقل هايي تاريخي هر كجا از اي حمام سخني به ميان آمده است با نام حمام اسرارآميز از آن ياد شده است.
معماري داخلي حمام به اين صورت بود: مكاني با سنگ مرمر براي ماساژ بدن، غرفه هايي براي استراحت و صرف غذاها و نوشيدني هايي كه در حمام هاي عمومي آن زمان رايج بود.

اين حمام دو معماي رازگونه دارد كه تا به امروز به صورت صد در صد حل و كشف نشده اند.

معماي اول، روشن بودن هميشگي شمعي به عنوان تنها منبع گرمايي حمام است.
معماي دوم، گرم شدن مخزن بزرگ حمام با همان يك عدد شمع.
نظر ديگري كه، عنوان گرديده است وجود عصارخانه اي (محلي است كه از دانه هاي روغني، روغن تهيه مي كنند) در نزديكي مسجد است كه از اين عصارخانه روغن خاصي به مخزن گرمايي حمام راه پيدا مي كرد.
حدس ديگر كه راجع به روشن بودن هميشگي شمع زده مي شود اين كه سيستم لوله كشي سفالي زيرزميني در بين آبريزگاه مسجد جامع و اين حمام وجود داشته است كه به روش مكش گازهاي متان و اكسيدهاي گوگردي را به خزانه حمام مي رسانده است و با محاسبات دقيق شيخ بهايي و طراحي منحصر به فرد خزينه اين گازها به عنوان منبع گرما در مشعل خزينه مي سوخته است.
در حين مرمت اين حمام لوله هاي سفالي و چاه هايي كشف شد كه نظريه بالا را تاييد مي كند. بنابراين آب هميشه گرم اين محل با سيستم "دم و گاز" يعني به كمك گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چيكيدن روغن عصارخانه شيخ بهايي تامين مي شد.
امروزه علم بازيافت فاضلاب و توليد انرژي از آن در كشورهاي اروپايي و آمريكايي بسيار رايج است اما متاسفانه در ايران كاربردي ندارد.
راز دوم با كشف يك مخترع از مشهد تا حدودي مشخص شد.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۷:۰۵:۲۹ | چيد آذين
،

فسيل

فسيل ها خبر از موجودي مي دهند كه روزگاري زنده بوده است. اگر مي خواهيد بدانيد فسيل چگونه به وجود مي آيد ، چرا فسيل ها مخصوصا فسيل جانوران منقرض شده براي فسيل شناسان مهم هستند و از همه مهم تر اگر مي خواهيد خودتان فسيل درست كنيد پيشنهاد مي كنيم اين مطلب را تا آخر بخوانيد.

فسيل كلمه اي انگليسي و به معناي "پنهان شده" است. فسيل ها انواع مختلف دارند . اندازه يك فسيل مي تواند به كوچكي يك دانه و يا به بزرگي يك استخوان دايناسور باشد. فسيل ها در شرايط جوي مناسب و خاص به وجود مي آيند. يك فسيل مي تواند سندي از ميليون ها سال پيش باشد.

15603461-model-dinosaur-fossil

فسيل گياهان:

فسيل دانه هاي سخت و ساختارهاي چوبي گياهان ، بيشترازفسيل گل ها و برگ ها وجود دارند.

از گل ها و برگ هاي خشك شده اثري به عنوان فسيل باقي نمي ماند ولي اثر و ساختار ظريف آنها طي شرايطي روي يك جسم باقي مي ماند و تبديل به فسيل مي شود.

Plant-fossil

فسيل حيوانات:

بقاياي مانده از دندان ، استخوان ، پوست هاي سخت مانند لاك و صدف ، فسيل هاي ماندگارتري نسبت به پوست ، گوشت ، خز ، مو و پر حيوانات هستند. اگر خوش شانس باشيد اين فسيل ها را مي توانيد در كنار اسكلت ، زير خاك و در جاهاي دست نخورده پيدا كنيد.

pikespeak.fossil-fish

فسيل نرم تنان :

هنگامي كه در كنار دريا صدف جمع مي كنيد شايد بين آنها فسيلي از يك نرم تن بيابيد. فسيل ها با حركت دائم آب از زير خاك ، گل و لاي يا ماسه در مي آيند و ممكن است در ساحل پيدا شوند .

d5cb83783f41a2c914e334cdbc92fdcf

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۷:۰۵:۰۸ | چيد آذين
،

علينقي وزيري

كلنل وزيري فرزند موسي، افسر قزاق، در نهم مهر ماه سال ۱۲۶۵ خورشيدي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش افسر بود. در قديم رسم بود كه هر كس شغل پدر را پيش مي گرفت. بنابراين، پيش بيني مي شد كه علينقي وزيري و برادران ديگر هم كه جمعاً پنج پسر بودند، وارد خدمت نظام خواهند شد. اما تصادفاً دو تن از آنان هنرمند شدند و سه برادر ديگر خدمت ارتش را پيشه ساختند. اين دو هنرمند، يكي علينقي است و ديگري برادر كوچكش، حسن علي كه ابتدا نواختن سنتور را نزد حسن سنتوري آغاز كرد ولي آن را ادامه نداد و عاشق نقاشي شد و به استاد زمانه، كمال الملك، سر سپرد و دنبال اين هنر را گرفت تا به كمال رسيد. محيط خانوادگي وزيري براي آشنايي با موسيقي مساعد بود زيرا دايي مادرش، كه پيرمرد دانشمندي بود، مجلس درس داشت و فلسفه و علوم متعارف آن زمان را از جمله موسيقي تدريس مي كرد. دايي اش، حسين علي خان قزل اياغ، ذوق موسيقي داشت و تار مي نواخت. مادرش هم به موسيقي وارد بود، ضرب مي گرفت و آواز مي خواند. هنگامي كه علينقي به سن چهارده سالگي رسيد، پدرش موسي خان ميرپنج، به رياست قشون استرآباد ماموريت يافت. از آنجا كه علينقي بچه خوش بنيه، سالم و زيركي بود، مادرش به موسي خان گفت: اگر من بتوانم ساير كودكان را در غياب تو نگاهداري كنم، از عهده اين يكي درست برنمي آيم، بهتر است او را هم با خود به سفر ببري. ميرپنج نظر فرزندش را پرسيد و علينقي كه عاشق سواري و تيراندازي و شمشيربازي بود، اظهار خرسندي كرد. پدرش او را نزد رئيس قزاقخانه برد و گفت: من مي خواهم پسرم را كه استعداد نظامي خوبي هم دارد، با خود به سفر ببرم ولي هنوز او به سن سربازي نرسيده است. وقتي رئيس قشون ديد كه او از برخي فنون نظامي به خصوص شمشيربازي اطلاع دارد و بنيه اش هم خوب است، موافقت كرد كه پسر ميرپنج هم لباس نظامي بپوشد و قزاق شود. در اردوي نظامي، دو سه تن شيپورچي بودند كه فرمان هاي نظامي را مي نواختند و مخصوصاً يكي از آن ها از بقيه متبحرتر بود. علينقي به شيپور زدن علاقه پيدا كرد و در مدت چند ماهي كه در اردو بود، اجراي تمامي فرمان ها را به خوبي فراگرفت، به طوري كه شيپورزن قابلي شد. علينقي پانزده ساله بود كه اولين مشق هاي موسيقي را از دايي خويش، حسين علي خان، روي تار فراگرفت. ديري نگذشت كه به ساز علاقمند شد و از معلم خود جلو افتاد. يكي دو سال كه گذشت، چنان به موسيقي علاقه پيدا كرد كه تمام اوقات فراغت خود را به نواختن مشغول بود. برادر كوچكترش، حسن علي خان، مي گفت: برادرم هر كجا سازي مي ديد، نمونه اي به دست مي آورد، چنانكه به تدريج اتاقش موزه اي از سازها شد. تار، سه تار، كمانچه، سنتور، ويولن، فلوت، قره ني، ضرب، دايره، و حتي شيپور هم در اتاقش ديده مي شد و همه اين سازها را كم و بيش مي نواخت اما به ويولن و مخصوصاً تارآشنايي بيشتري داشت. حسينعلي خان مي گفت: وقتي ديدم علينقي با همه اين سازها آشنايي دارد، چون به ذوق او پي بردم و دانستم كه هرگز كسي نخواهد توانست اين همه ساز را خوب بزند، او را تشويق كردم كه فقط تار بزند. او هم نصيحت مرا پذيرفت ولي از ويولن دست برنداشت. وي اولين درس نت خواني را از ياور آقاخان، افسر موزيك، آموخت و بعد از اندك مدتي دريافت كه ديگر معلمش چيزي در چنته ندارد كه به او بياموزد. سپس وي با كشيشي فرانسوي به نام پرژو آشنا شد كه پيانو مي نواخت. علينقي از وي خواهش كرد كه به وي درس بدهد. كشيش كتابي به وي داد كه در اصل دائره المعارفي در باب موسيقي بود. علينقي با خواندن اين كتاب دريافت كه علم موسيقي فقط نت خواندن نيست و مباحث ديگري هست كه بايد نزد استاد فراگرفت. وي مباحث تئوري و هارموني را از كشيش آموخت ولي ماموريت كشيش در ايران تمام شد و از ايران خارج شد. اينجا بود كه علينقي تصميم گرفت براي تكميل معلومات خويش به اروپا برود. وي‌ در ‌۳۱‌ سالگي‌ به‌ مدت‌ ‌۵‌ سال‌ در پاريس‌ و برلين‌، به‌ تحصيل‌ و تجربه‌ در علوم‌ متعارف‌ موسيقي‌ غرب‌ پرداخت‌‌.در طي اين سالها علاوه بر تكميل دانش خود، در نوازندگي تار هم تبحر خاصي پيدا كرد. به طوريكه علاوه بر فرمهاي موسيقي ملي، قادر بود آهنگهاي فرنگي را هم با تار بنوازد. اين كار وي در آن زمان نوعي ابتكار و امتياز محسوب مي شد.كلنل پس از خاتمه تحصيلات خود، در سال ۱۳۰۲ خورشيدي، به ايران بازگشت و در اسفند همان سال با تاسيس مدرسه عالي موسيقي، اولين سنگ بناي موسيقي علمي ايران را گذاشت. در آغاز تاسيس، شاگردان زيادي به آموزشگاه آمدند كه از آن جمله، ابوالحسن صبا، روح الله خالقي، سليمان سپانلو، حسين سنجري، موسي معروفي، جواد معروفي، حسينعلي ملاح، فروتن راد، عبدالعلي وزيري و علي اكبر همايون بودند. در سال ۱۳۰۳ وي با ياري شاگردانش، اركستركوچكي ترتيب داد و براي دوستداران موسيقي، “كلوب موزيكال” به راه انداخت. تا آن زمان موسيقي ايراني كاملاً سينه به سينه منتقل و آموخته مي شد، ولي علينقي وزيري پس از آشنايي با آقا حسينقلي (استاد بزرگ تار)، به او پيشنهاد كرد تا رديف وي را به خط نت بنويسد. او هم پذيرفت و علينقي اين كار را طي مدت دو ماه به اتمام رساند. سپس رديف ميرزا عبدالله را نيز به خط نت تبديل كرد. وي از همان زمان تا واپسين دم حيات خود، در راه اعتلاي موسيقي ملي گام برداشت. به اين سبب بايد به حق، وزيري را پايه گذار موسيقي نو در ايران دانست.اعضاي اين كلوب كه گروهي از اديبان، نويسندگان، موسيقيدانان و شاعران بودند، دوشنبه ها گرد هم جمع مي شدند و به گفتگوهاي ادبي مي پرداختند. در شب هايي كه كلوب موزيكال برنامه داشت، كلنل خود رهبري اركستر را بر عهده مي گرفت و گاهي هم به همراه اركستر مي خواند. موقع خواندن نيز، از شيوه ديگران پيروي نمي كرد. به جاي اينكه اوج گيرد و وسعت حنجره خود را در تحريرهاي طولاني نشان دهد، به معناي شعر هم توجه مي كرد. به همين جهت، بعضي از هنردوستان آوازش را چندان نمي پسنديدند. وزيري با داير كردن كلوب موزيكال، در طول چهار سال فعاليت كلوب، ابتكار ديگري نيز به خرج داد و آن اين كه موسيقي را با تئاتر درآميخت و به تاسيس كلاسي براي تربيت هنرپيشه اقدام كرد و پس از چندي به همراه عده اي از شاگردان همان كلاس، نمايشنامه هاي متعددي را روي صحنه آورد. وي همراه گروه خود به شهرهاي رشت و بندر انزلي (پهلوي) سفر كرد و در اين شهرها به اجراي برنامه پرداخت.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ | ۰۷:۰۴:۳۸ | چيد آذين
،
چيد آذين
نام عنوان 。。。

با شرح مختصر 。。。

NEW

جستجوگر

درباره ما

رمزینه بارکد


آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 18
بازديد ديروز : 16
بازديد كل : 231

↑ برو بالا

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان